زمانی جمله ای خواندم که خیلی برایم تاثیر گذار بود، دید تازه ای به من داد و به همین دلیل در خاطرم نشست جمله این بود
” همه فکر می کنند آدم خاصی هستند و از این جهت خیلی معمولی به شمار می روند تنها وقتی بفهمند که آدمی معمولی اند، آن موقع آدم خاصی می شوند ” جمله ی غریبی است و نیاز به دقت و تمرکز دارد و تضاد و تناقض آن جالب است
این که همه ما تصور می کنیم، خیلی آدم ویژه ای هستیم. که به نوعی هم هستیم. از شخص خودمان فقط و فقط یک نسخه در این جهان است. تک تک آدم های دور و بر ما ویژه اند ‘خاص اند. دنیایی یک نفره و منحصر به فرد
اما این بدان معنا نیست که مسایل و مشکلات و قوانین هستی به ما که می رسند راه شان را کج کنند و برای ما استثنا قایل شوند
که مصیبت ها و درد ها و بیماری ها برای ما نباشند. این روز ها، در حال گوش دادن به
کتاب انسان موجودی یک روزه از اروین یالوم هستم. مثل بیشتر کتاب های جناب یالوم ، با ارزش و تاثیر گذار است.
آن جا ، یالوم نشان می دهد آدم ها وقتی به بیماری کشنده ای دچار می شوند چطور از در انکار و ناباوری در می آیند. گذشته از ترس و انکار مرگ که در همه ی انسان ها مشترک است نکته ای که به بحث این جا مربوط می شود، فکر ویژه بودن ماست
به این معنا که انگار نباید ما سرطان بگیریم ، در تصادف قطع نخاع شویم، یا فرزند مان را از دست دهیم یا هزار مشکل و مساله ی دیگر …
در برابر حوادث و اتفاقات معمولا می پرسیم چرا من. چرا خانواده ی من…
چرا ، چرا؟
جمله ای که در کتاب خیلی بر من تاثیر داشت و خاطرم ماند این بود ” من مطمئنا آدم ویژه ای نیستم، ”
که حتما بدیهی است و در عین حال ناباورانه. ما ویژه هستیم و نیستیم ، ما معمولی هستیم و نیستیم، اصل ماجرا شاید همین جاست
آدمی که سرشار از تناقض ها و تاریک روشنی است،
همه ی ما خیلی معمولی هستیم، تا زمانی که فکر کنیم خاص ایم ، چرا که این باور،باوری همگانی است،
وقتی پذیرفتیم ما نیز معمولی، فنا پذیر و در معرض حادثه و بیماری و مرگ ایم، شاید آن زمان با دیگران تفاوت کنیم.
اگر همه گان را خاص ببینیم ، از مغازه دار و راننده و معلم کلاس تا اطرافیان مان… و خود را معمولی ببینیم از نظر انسان بودن، خطاکاری و کامل نبودن و البته در معرض بلا و بیماری و نیستی قرار داشتن … در آن زمان تغییر رخ داده است، برای همین، به گمانم، ما همه گی
نیاز داریم آدم خاصی شویم با معمولی دیدن خود، خود را چون همه گان دانستن، در آینه نگاه می کنم و در جست و جوی نگاهی دیگرم،
نگاهی پذیرا، فروتن و همراه با مدارا، چرا که می داند موجودی است مانند همه، با درد ها و مسائلی یک سان، آدمی معمولی و خاص!


بدون دیدگاه