یادداشت 1
سوسن شریعتی
سوسن شریعتی از تجربه ی خود درباره پاریس گفت. سیاست در آن جا همیشه جاری بوده. هر کس دیدگاه خاصی داشته. امثال مسکوب و ساعدی هیچ دوست اش نداشتند. انگار وطن را نصف و نیمه رها کرده اند. گویا تجربه و گفت و گفت با پاریس از جنس خيانت بوده
مقاومت در برابر فرانسوی شدن…
شاعری هم گفته پاریس شهری است که در پایین با مدفوع سگ رو به رو هستی و سر را که بالا می کنی با ماتیک زنان.
این تفاوت ها ناشی از پرتاب شدن است یا انتخاب کردن برای زیستن.
سوسن شریعتی از کار خود در مغازه ی فتوکپی می گوید و سر و کله زدن با روشنفکران ایرانی مانند شایگان یا آشوری…
تجربه ی حاشیه نشینی. تجربه ی دچار شدگی.
آرتور میلر می گوید زندگی در پاریس باعث نشده من فرانسوی بشوم اما دیگر آمریکایی هم نیستم.
سخنان آقای دکتر قطب الدین صادقی
دکتر قطب الدین صادقی
انداختن نگاهی عاشقانه به پاریس باید زودتر انجام می گرفت. نگاه دکتر فکوهی نگاهی نوستالژیک است. ترکیبی است از مکان های مختلف پاریس. نیز از رویدادها صحبت می کند مانند 68. سخن گفتن از افراد سارتر فوکو…و پرداختن به روشن فکران ایرانی چون مسکوب شایگان ستاری آشوری.
در فصل نمایش هر شب 600 تئاتر. 1000 فیلم. سینما تک روزانه 24 فیلم بزرگ تاریخ.
هگل از دو جنس زیبایی سخن می گوید زیبایی طبیعی و زیبایی هنری
زیبایی هنری برتر است چون روح آدمی در آن جاری است.
پاریس شهری زنده است. تجلی دموکراسی. شهر اعتراض. همبستگی انسانی.
دکتر صادقی می پرسد چرا ما چنین فرهنگ و مدارایی نداریم.
بزرگان هنر و فرهنگ از فرانسه می آیند.
کوندرا می گوید آن که مجبور می شود وطن را ترک کند هیچ گاه خوشبخت نخواهند بود
کتاب فکوهی درباره ی برخورد با روشنفکران مهاجر ایرانی بسیار خواندنی و تاثیر گذار است.
بزرگان فرهنگ ما باعث تفاهم و نزدیکی دو فرهنگ فرانسه و ایران شدند.
دکتر صادقی از خودش می گوید. از سنندج آمده بودم. در تهران فهمیدم کرد هستم.
ماهی آب را نمی بیند.
در فرانسه هم متوجه شدم ایرانی ام.
همه ی ما وام دار پاریس هستیم.
دکتر مرتضی منادی
استاد روان شناسی تربیتی و جامعه شناسی است
قلم شیرین نویسنده مرا جلب کرد.
وقتی ساختمان باشکوه اپرای پاریس را دیدم این سوال برایم پیش آمد آیا مردم فرانسه چنین ساختمانی را خواستار شده اند يا چنین ساختمان هایی مردم را پرورش داده؟
دکتر از تجربه ی خود درباره ی یک محله ی خوب تهران می گوید که زیرزمین کوچکی آن جا به داروخانه اختصاص داشته و واحد بزرگ و در دسترس بالا ی آن به مکانی به اسم دودکده!
متقاضی دود آیا چنین وضعی پدید آورده يا برعکس ؟
وضعیت و تعداد کتاب خانه های عمومی ما.
در پاریس همیشه به بهترین کتاب خانه ها و نمایش ها دسترسی دارید.
دکتر فکوهی
نویسنده ی کتاب پاریس یک فرهنگ عاشقانه.
ما در این جا در حال آلودگی و آلوده شدن ایم دکتر از گندیدن صحبت می کند گندیدن نوعی پخته شدن است. ما هم در حال تغییر هستیم
کتاب با جمله ای از همینگوی شروع شده
“هر کس که جوانی خود را در پاریس گذرانده هرگز آن را ترک نخواهد کرد. ”
پاریس واقعی همان پاریس گردشگری نیست آن تصاویر کارت پستالی.
کتاب من نظم گریز است که تعمدی است.
دکتر مفهوم ملت را قبول ندارد
آدم ها روستا ی خود را می شناختند. دشمن شان هم روستای مجاور بوده.
این ملت سازی ها مصنوعی بوده.
دولت های مدرن رسالت مخرب داشته اند. انسان ها را با هم دشمن کرده اند در حالی که انسان ها بیشترین شباهت را با هم دارند
ارتباط واقعی آدم ها در هنر است
مانند آن چه در رقص یا پانتومیم دیده می شود.
دکتر می گوید من همیشه انسان ها را با حیوانات مقایسه کرده ام تازه اگر قرار باشد کسي این وسط ناراحت شود حیوانات اند
هیچ حیوانی هم نوع خود را اسیر نمی گیرد شکنجه نمی دهد و اصرار ندارد مثلا جوری که من دوست دارم میو میو کن!
پاریس فقط متعلق به فرانسوی ها نیست.
دو عمارت ایفل و ژرژ پمپیدو روح پاریس اند
گردشگران هم به دیدار این دو بیش از لوور و کاخ ورسای مایل اند
که خود این ها جاهایی دیدنی اند
تعریف شهر. مجموعه ای از خاطرات. یاد ها .آدم ها
ما از زمانی دچار بحران شدیم که از فرهنگ ارتباطی پایدار با محیط. عشق و احترام به آدم ها جدا افتادیم و
وارد رشد فن سالارانه. فرد گرایی و مصرف گرایی شدیم.
ما دچار داستانی فاستوسی شده ایم روح خود را فروخته ايم به تجمل و رفاه.
معامله ای که
صورت حساب آن دوزخ بوده!
به جایی رسیده ایم که همه اش عذاب است نفرت و خشم و فقدان محبت.
نوربرت الیاس از فرایند تمدنی صحبت می کند یعنی نه فقط مبلمان و سن اجرا
بلکه رشد کردن و ارزش فرهنگی پیدا کردن
راه حل تکنوکرات ها و ساخت و ساز است که مدرنیزاسیون است یعنی مدرن کردن مکانیکی در حالی که راه حل پیشرفت
راه حل راه فرهنگی است
در طرح تاریخ انسان شناسی ایرانی،
در مصاحبه با بزرگان دیدم آنها برای حفظ و ارتقای فرهنگ از ترقی مادی و مقامات کناره گرفتند.
به یاد داشته باشیم
انسان ها خیلی بیشتر از آن چه به ما باورانده اند به هم شبیه اند. تفاوت بین ما در مقابل شباهت های مان ناچیز است.


بدون دیدگاه