وقتی کسی از” بی وفایی زوج”
خود خبر دار می شود
چه کاری بهتر است انجام دهد؟
کشف **بیوفایی ** یکی از شدیدترین ضربههای روانی در روابط صمیمی است.
در ادبیات روانشناسی حتی از اصطلاح “آسیبِ خیانت” استفاده میشود، زیرا این تجربه میتواند واکنشهایی شبیه تروما ایجاد کند:
شوک، خشم شدید، وسواس فکری، بیخوابی، و بیثباتی هیجانی.
بنابراین اولین نکته این است که واکنشهای شدید در این موقعیت **طبیعی و قابل انتظار** هستند.
در روانشناسی بالینی معمولاً توصیه میشود فرد در چند مرحله با این وضعیت مواجه شود.
۱. مرحله اول:
مهار واکنشهای فوری
در ساعات و روزهای اول، فرد معمولاً در حالت **سیل هیجانی ** قرار دارد.
کارهای مفید در این مرحله:
– از تصمیمهای بزرگ و فوری (طلاق، قطع کامل رابطه، یا انتقام) خودداری کنید.
– فاصلهی کوتاه برای آرام شدن ایجاد کنید.
– با یک فرد قابل اعتماد یا درمانگر صحبت کنید.
– مراقبت از نیازهای پایه: خواب، غذا، و سلامت جسمی.
زیرا در این مرحله **قشر پیشپیشانی مغز کمتر فعال است** و تصمیمها بیشتر تحت تأثیر هیجان شدید گرفته میشوند.
۲. مرحله دوم:
روشن شدن واقعیت.
بسیاری از افراد بعد از کشف خیانت دچار **وسواس جستجوی اطلاعات** میشوند (چک کردن تلفن، پیامها، شبکههای اجتماعی).
از نظر درمانی بهتر است:
– واقعیت کلی رابطه روشن شود.
– جزئیات آسیبزا بیش از حد پیگیری نشود.
سؤالات مهمی که باید روشن شوند:
– آیا رابطهی خارج از ازدواج تمام شده است؟
– آیا شریک زندگی مسئولیت رفتار خود را میپذیرد؟
– آیا تمایل واقعی برای اصلاح رابطه وجود دارد؟
۳. مرحله سوم:
تصمیم درباره آینده رابطه.
درمانگران معمولاً سه مسیر ممکن را مطرح میکنند:
۱. بازسازی رابطه
این زمانی ممکن است که چند شرط وجود داشته باشد:
– قطع کامل رابطه خارج از ازدواج
– پذیرش مسئولیت توسط فرد خیانتکننده
– شفافیت و صداقت
– تمایل هر دو نفر به کار روی رابطه
در این حالت **زوجدرمانی ** میتواند کمککننده باشد.
۲. جدایی سالم.
اگر:
– خیانت تکراری باشد
– مسئولیت پذیرفته نشود
– یا رابطه قبلاً بسیار آسیبدیده باشد
گاهی جدایی بهترین گزینه است.
در این حالت تمرکز باید بر:
– حفظ سلامت روان
– مدیریت پیامدهای اجتماعی و خانوادگی
– در صورت وجود فرزند، همکاری والدینی در اولویت قرار گیرد
یعنی
تلاش برای والدگری مشترک
به صورت مسالمتآمیز و حفظ
منافع فرزند
—
۳. دوره تعلیق و ارزیابی.
بعضی زوجها مدتی را برای **ارزیابی رابطه** اختصاص میدهند.
در این دوره:
– تماس محدود میشود
– هر دو نفر به صورت فردی یا زوجی درمان میگیرند
– سپس تصمیم نهایی گرفته میشود.
—
۴. کار روانی فرد آسیبدیده
خیانت اغلب باعث
آسیب به **اعتماد به خود و تصویر از خود** میشود.
افکار رایج:
– «من کافی نبودم»
– «حتماً مشکلی در من بوده»
– «دیگر نمیتوانم به کسی اعتماد کنم»
در درمان تلاش میشود این باورها اصلاح شوند،
زیرا خیانت معمولاً نتیجه
**ترکیبی از عوامل رابطهای و فردی** است و به ندرت فقط به یک نفر مربوط میشود.
۵. بازسازی اعتماد
(اگر رابطه ادامه پیدا کند)
اعتماد دوباره معمولاً از طریق سه عامل ساخته میشود:
1. **شفافیت**
دسترسی بیشتر به اطلاعات و رفتار قابل پیشبینی.
( این البته به معنای چک کردن گوشی و محل کار و دوستان نیست، این چک کردن ها معمولا کار را پیچیده تر و
سخت تر می کنند )
2. **پاسخگویی**
فرد خطاکار باید مسئولیت را بپذیرد و دفاعی نباشد.
3. **زمان**
بازسازی اعتماد اغلب
بین **۱ تا ۲ سال** طول میکشد.
—
۶. کارهایی که معمولاً وضعیت را بدتر میکنند
– انتقام گرفتن
– تحقیر یا خشونت
– درگیر کردن فرزندان در تعارض
– کنترل وسواسگونه شریک زندگی
– تصمیمهای عجولانه
این رفتارها معمولاً آسیب را تشدید میکنند.
—
جمعبندی
پس از کشف بیوفایی، سه کار اساسی اهمیت دارد:
1. **تنظیم هیجانات و جلوگیری از تصمیمهای فوری**
2. **روشن شدن واقعیت و مسئولیتپذیری**
3. **تصمیم آگاهانه درباره ادامه یا پایان رابطه**
خیانت پایان قطعی همه روابط نیست، اما
**بدون صداقت، مسئولیتپذیری و کار جدی روی رابطه، ترمیم واقعی تقریباً غیر ممکن است**.
«جامعه و سلامت روان »
در این جا نوشته ها و مطالب مرتبط با مباحث روان شناسی و روان پزشکی به اشتراک گذاشته می شود.
🆔 شناسه:
https://ble.ir/jamehvasalamtravan
سایت دکتر حمید یوسفی
روان پزشک
https://www.drhamidyousefi.com/


بدون دیدگاه