پژوهشهای مدرن نشان میدهند تفاوتهای روانی میان انسانها بیشتر ریشهٔ فرهنگی، اجتماعی و تاریخی دارند تا زیستی یا نژادی.
مفهوم «نژاد» در زیستشناسی انسان بسیار مبهم است و نمیتواند بهتنهایی تفاوتهای روانی را توضیح دهد.
۱. شباهتهای روانی اساسی میان همهٔ انسانها
از دیدگاه تکاملی و عصبشناختی، بخش عمدهٔ ساختار روان انسان در همهٔ جمعیتها مشترک است. چند نمونهٔ مهم:
الف) هیجانهای پایه
(Basic Emotions)
پژوهشهای پل اکمن نشان دادند هیجانهایی مانند:
– شادی
– ترس
– خشم
– غم
– انزجار
– تعجب
در تمام فرهنگها با الگوهای چهرهای مشابه بیان میشوند.
ب) نیازهای روانی مشترک
در بیشتر نظریههای روانشناسی (مثلاً مزلو…) انسانها نیازهای مشابهی دارند:
– تعلق اجتماعی
– امنیت
– خودمختاری
– معنا و هویت
– عزت نفس
ج) ساختارهای شناختی مشابه
فرایندهای اصلی شناختی تقریباً در همهٔ انسانها مشترکاند:
– حافظه
– یادگیری
– توجه
– زبان
– تصمیمگیری
—
۲. تفاوتهای روانی میان فرهنگها
تفاوتها بیشتر در سبکهای شناختی، ارزشها، و رفتار اجتماعی دیده میشوند.
الف) فردگرایی در برابر جمعگرایی
یکی از مهمترین تفاوتهای فرهنگی.
*فرهنگهای فردگرا* (مثلاً آمریکا، اروپای غربی):
– تأکید بر استقلال فرد
– تصمیمگیری شخصی
– هویت فردی قوی
– رقابت بیشتر
*فرهنگهای جمعگرا* (بخشهایی از آسیا، خاورمیانه، آفریقا):
– اهمیت خانواده و گروه
– تصمیمهای جمعی
– هویت اجتماعی قوی
– هماهنگی اجتماعی مهمتر از رقابت
—
ب) سبکهای شناختی
ریچارد نیسبت نشان داد تفاوتهایی در نحوهٔ تفکر وجود دارد.
تفکر تحلیلی
(Analytical thinking)
– تمرکز روی شیء
– دستهبندی منطقی
– علتیابی خطی
بیشتر در فرهنگهای غربی.
تفکر کلنگر
(Holistic thinking)
– توجه به زمینه
– روابط میان اجزا
– پذیرش تناقض
بیشتر در شرق آسیا.
—
ج) تنظیم هیجان
نحوهٔ ابراز هیجان در فرهنگها متفاوت است.
مثال:
– در فرهنگهای غربی ابراز هیجان مثبت تشویق میشود.
– در برخی فرهنگهای آسیایی *خویشتنداری هیجانی*
ارزش محسوب میشود.
د) مفهوم «خود»
(Self-concept)
دو الگوی اصلی:
*Independent self*
” خود مستقل”
– تعریف هویت بر اساس ویژگیهای شخصی
*Interdependent self*
” خود وابسته”
– هویت بر اساس روابط اجتماعی
۳. تفاوتهای شخصیتی در مقیاس جهانی
پژوهشهای مربوط به *مدل پنج عاملی شخصیت (Big Five)* نشان میدهد:
پنج بعد شخصیت تقریباً در همهٔ فرهنگها وجود دارند:
1. برونگرایی
2. توافقپذیری
3. وظیفهشناسی
4. روانرنجوری
5. گشودگی به تجربه
اما *میانگین این صفات در جمعیتها کمی تفاوت دارد*.
مثلاً در برخی مطالعات:
– کشورهای اسکاندیناوی > توافقپذیری بالا
– آمریکای لاتین > برونگرایی بالا
– شرق آسیا > وظیفهشناسی بالا
ولی اینها *میانگینهای آماریاند و درون هر جامعه تنوع بسیار زیاد است*.
—
۴. چرا این تفاوتها شکل میگیرند؟
چند عامل مهم:
*۱. ساختار اقتصادی*
کشاورزی، صنعت یا اقتصاد دانشبنیان بر ارزشها اثر میگذارد.
*۲. ساختار خانواده*
خانوادهٔ گسترده در مقابل هستهای.
*۳. نظام آموزشی*
*۴. تاریخ و مذهب*
*۵. محیط جغرافیایی*
مثلاً پژوهشهایی نشان دادهاند جوامعی که سابقهٔ *کشت برنج* دارند همکاری گروهی بیشتری نشان میدهند.
—
۵. نکتهٔ مهم:
خطر کلیشهسازی
روانشناسان تأکید میکنند:
– تفاوتهای فرهنگی
*میانگینهای آماری* هستند.
– *درون هر فرهنگ تنوع بسیار زیادی وجود دارد.*
– عوامل فردی، طبقهٔ اجتماعی، تحصیلات و شخصیت اغلب از «قومیت» مهمترند.
به همین دلیل در علوم جدید کمتر از واژهٔ *روانشناسی نژادی* استفاده میشود.
—
جمعبندی
– ساختارهای اساسی روان انسان در همهٔ جمعیتها مشترک است.
– تفاوتهای مشاهدهشده بیشتر *
*فرهنگی و اجتماعی* هستند نه نژادی.
– مهمترین تفاوتها در
*ارزشها، سبک تفکر، مفهوم خود و تنظیم هیجان* دیده میشود.
– تنوع درون هر جامعه بسیار بیشتر از تفاوت میان جوامع است.
«جامعه و سلامت روان »
در این جا نوشته ها و مطالب مرتبط با مباحث روان شناسی و روان پزشکی به اشتراک گذاشته می شود.
🆔 شناسه:
https://ble.ir/jamehvasalamtravan
سایت دکتر حمید یوسفی
روان پزشک
https://www.drhamidyousefi.com/


بدون دیدگاه